تبليغاتX
رسانه های نوین

رسانه های نوین
 
رسانه های الکترونیک - رسانه های دیجیتالی
 

هر جا که باشی می تونی صدای پای عشق رو بشنوی

باید بری رو موجش ، قد تاپ تاپ قلبت

اون وقت ، اگه بتونی تیکه های قلب ها رو به هم بچسبونی می تونی  آخر عشق رو هم ببینی .

می دونم اگه به اندازه  لحظه ای تو هر قلبی زندگی کنم می تونم عاشق ترین عاشق دنیا بشم

به فرشته ها بگو که درها رو باز کنن

فرشته هایی که تو قلبها زندگی میکنن

فرشته ی تو

فرشته ی او

فرشته های ساکن تمام قلب های دنیا ......

من می خوام عاشق ترین عاشق دنیا بشم

عاشق همه ی مردم دنیا .........
 

 

 
پی نوشت

۱- بعد از احساساتی ایمیلی برام اومد که مطلبش به اون می خورد

۲- رسانه های نوین رو فعلا فراموش کنین

 



نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم آبان 1388 توسط بهمن ابراهیمی

انسان احساساتی انسانی است که احساسات را به مرتبه ارزش ارتقا داده است وقتی به احساسات همچون یک ارزش نگریسته شود همه می خواهند دارای احساسات باشند چون همه ما دوست داریم به ارزش هایمان مباهات کنیم در نتیجه تمایل داریم که احساسات خود را به نمایش بگذاریم .....

به محض آنکه می خواهیم احساسمان را حس کنیم آنگاه احساس دیگر احساس نیست بلکه تقلیدی است از احساس ویا نمایشی است از احساس.

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم آبان 1388 توسط بهمن ابراهیمی
این ترم همه چیزش با ترم های دیگه متفاوته از کلاس های پنجاه نفریش تا میز استاد یا به قول بچه ها جا استادی.

خنده ام گرفت وقتی نشستم اینور میز و دیدم بچه ها روی میزم نوشته اند جااستادی. اگه جمع یه خورده خودمونی تر بود حتما غش می کردم از خنده.تازه می خواستن یه کلاس به ما بدهند که میز استاد پشت تخته بود (تصویرکنید) آخر کلاس رو هم نمیشد دید.

بالاخره سر و کارم با دانشجوهای پودمانی افتاد (همون کلاس پنجاه نفره) خوشبختانه هشتاد درصدشون نیومده بودن (ولی هفته آینده حتما میان) خدا به داد برسه.

چند بار پست نوشتم و پاکش کردم این دفعه هم بهم نچسبید ولی اگه ننویسم .....



نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 توسط بهمن ابراهیمی
توی تلویزیون وقتی زیر پرینت یه خبر می نویسن باصدا یعنی اینکه این خبر یا گزارش داره یا مصاحبه که در هر حال تصویری است. ولی نمی دونم چرا بهش می گن با صدا چون اصل در تلویزیون تصویره نه صدا. بگذریم، راديو تكليفش كاملا مشخص فقط صدا ، شما وقتي مي گين باصدا يعني يا مصاحبه است يا گفتگو كه در هر حال صدا اصل مطلبه. امروز يه با صدا به من دادن كه براي اولين بار كار كنم، مثل دبيرخبرهاي تازه وارد كه يه خبر مكتوب بهشون مي دي و مي گي تنظيم كن و اون هم تنها كاري كه مي تونه بكنه اينه كه سر و ته خبر رو بزنه و تحويلت بده من هم همين كار رو با اون صدا كردم و تحويل سردبير دادم. گرچه اون چيزي نگفت ولي از اونجا كه من تا آخرين لحظه يعني وقتي كه خبر پخش مي شه كارهامو دنبال مي كنم وقتي از اخبار اون با صدا رو شنيدم ديدم كه اون با صداي من نيست،وقتي رفتم داخل رژي و به سردبير گفتم اين باصدا تغيير كرده بود ، گفت آره ديگه براي كار اولت بد نبود ولي من اضافاتشو گرفته بودم. همون لحظه فهميدم كه كارم در چه سطحي بوده گرچه انتخابم مناسب بوده ولي هنوز نياز به اديت زيادي داشت ،ده ثانيه از اون گزارش كم شده بود بدون اينكه حتي يه يك كلمه از اون باصدا كم شده باشه.

 



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 توسط بهمن ابراهیمی
گرچه سعی کردم نهایت همکاری را با دوستان در کلاس رسانه شناسی داشته باشم ولی آموزش نگذاشت این کلاس به صبح چهارشنبه منتقل بشه و کماکان همون ساعت خودش یعنی شنبه ساعت هفده خواهد بود



نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهاردهم مهر 1388 توسط بهمن ابراهیمی
دیروز برای اولین بار با مدیران فرهنگی آینده کلاس داشتم (همیشه با مدیران روابط عمومی سرکار داشتم آخه) جالبیش به این بود که غیرمرتبط هم بودن. از حسابدار و معلم تا موزیسین و مترجم.

متوسط سن آقایون از خودم بیشتر بود که باعث می شه ارتباط بهتری با هم داشته باشیم.مثل همیشه برنامه کلاسی با مشکل مواجه بود.فعلا از من خواستن که با چهارشنبه جای کلاس رو تغییر بدم ولی نیمی از کلاس نبودن دیروز. چطور میشه نظر بقیه هم فهمید.

امیدوارم توی این چند روز که مونده که من جواب بدم اونها هم بتونن منو قانع کنن که کل کلاس با این تغییر موافقن. حتما نماینده کلاس هماهنگ می کنه دیگه.

آقای شیرازی نژاد (که همکارمون هم هست از قضا)



نوشته شده در تاريخ یکشنبه پنجم مهر 1388 توسط بهمن ابراهیمی
بالاخره تعصب کاری هم که شده باید از این رسانه (راديو) بنویسم از این پس.

نمی دونستم رادیو اینقدر جذابه و محيطي گرم و آروم داره ، آدم هايي كه سرشون توي لاك خودشونه و مشغول كار هستن.

اينجا روي خبرهاي كيفي بيشتر توجه ميشه برعكس جاي قبلي كه فقط كمي كار مي كرديم . امروز به يكي از دوستام گفتم من قبلا يه مدير داشتم كه خيلي علاقه داشت به كارهاي كمٌي و من هم بهش مي گفتم ...آماري و اينقدر خبر نخونده فرستادم تا منو تشويق كرد.(فكر مي كرد كه چه هنري كردم)

ولي خدا را شكر از دست اون و كارش راحت شدم .

در سال ۱۸۹۵ گوگليمو ماركوني راهي را پيدا كرد كه توانست پيامي را از طريق راديو به فاصله قابل ملاحظه  از  املاك پدرش در ايتاليا ارسال كند. اين يكي از مهمترين اختراعات دوران و نقطه شروعي براي ارتباطات الكترونيك جديد محسوب مي شد.

 راديو وسيله اي است كه در همه قابل دسترسي است،منزل ، خودرو، خيابان و كنار ساحل .امروزه استوديوهاي پخش راديو،آميزه اي از اشكال مختلف روش هاي پخش ارائه مي دهند. به هر حال راديو يك وسيله ارتباطي متنوع است كه هم مي تواند علائق شنوندگان خود را در نظر بگيرد و هم آگهي هاي متنوعي براي افزايش درآمد كسب كند.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 توسط بهمن ابراهیمی

بالاخره کش و قوس های اداری و درگیری های شخصی باعث شد پس از ده سال از واحد مرکزی خبر کوچ کنم و به یکی از جاهایی که سال ها بود دوست داشتم بروم و اونجا را هم تجربه کنم.این باعث شد نخستین بار یک رادیو و تلویزیونی واقعی شوم. روزها رادیو و شب ها تلویزیون. حس خوبی است وقتی می بینی آرزوی کوچکت برآورده شده است.

خوب این دلیل آپ نکردنم در این روزها بود اما برنامه دانشگاه هم کماکان به قوت خود باقی است شاید یه خورده قوی تر. امسال هم شعبه یک (تربیت معلم) هستم و هم قوه قضائیه. رسانه شناسی ، اتباط با رسانه ها و سمعي و بصري .

پست هاي بعدي احتمالا درباره رسانه شناسي باشد.

پي نوشت: ديروز با غیرمرتبط ها افطاري بوديم،خاطره ها زنده شد و ديدارها تازه



نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 توسط بهمن ابراهیمی

یکی از رایج ترین گزارش هایی که از تلویزیون پخش می شود گزارش زنده است ، كه اين روزها هم مديران خبر توجه ويژه اي به آن دارند تا حدي كه برخي مواقع مي خواهند هر طور شده راجع به يك موضوع خاص گزارش زنده پخش كنند.اين در حالي است كه گزارش زنده تابع عواملي است كه اگر آنها فراهم نشود گزارش جذابيت لازم را نخواهد داشت.

رايج ترين اشتباه در اين نوع گزارش ارائه پاسخ هاي بيش از حد طولاني است. اگر وقت زيادي داريد پاسخ ها را به چند قسمت كه فهم آن آسان باشد تقسيم كنيد و پاسخ كوتاه تر از دو پرسش از پاسخ طولاني تر تاثير بيشتري دارد. پاسخ ها حداكثر ۴۰ ثانيه بيشتر نشود و هر قدر پاسخ طولاني شود گزارشگر تسلط خود را بيشتر از دست مي دهد و بيننده هم توجه خود را از گزارش كمتر مي كند.

بين پرسش مجري يا گوينده و پاسخ خود ارتباط برقرار كنيد مثلا با تكرار بخش پاياني پرسش مي توان اين ارتباط را برقرار كرد.

كل متن را حفظ نكنيد بلكه كليد واژه ها را به خاطر داشته باشيد.

در پايان گفتگو اگر وقت داشتيد با تكرار سريع كلمات مهم، گزارش را جمع بندي كنيد.

از تجربيات شخصي استفاده كنيد و آنرا توصيف كنيد.مثلا مي توانيد اين طور بگوييد كه امروز كه در خيابان بودم اين موارد را مشاهده كردم.

از كلماتي استفاده كنيد كه به نظر برسد گزارش زنده است . مثل چند لحظه پيش كه با ... صحبت مي كردم.

تمثيل و استعاره به گفته هاي ما كمك مي كند.

به گزارش اهميت بدهيد ، با علاقه و اشتياق و جدي باشيد و ارتباطتان را با بيننده حفظ كنيد.

از برگه هاي يادداشت كوچك استفاده كنيد نه دفترچه و غيره ، از روي آن نخوانيد مگر براي نقل قول .

اگر حين گزارش برگه اي به شما دادند حسن استفاده از آنها را ببريد و به آن اشاره كنيد نه آنها كه بخواهيد پنهان كاري كنيد.

در آخر جملات شروع و پايان را خوب بنويسيد و نهايت دقت در آنها داشته باشيد.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم شهریور 1388 توسط بهمن ابراهیمی

یکی از مهمترین نکات در گزارشگری این است که شما حرفی برای گفتن داشته باشید و اگر حرفی برای گفتن نداشته باشید وقت مخاطب را هدر ندهید.

گزارش باید حاوی اطلاعات مهم یا حتی بهتر از آن حاوی بینش واقعی باشد. در گزارش رو به دوربین گاه نیاز به بداهه پردازی است و باید حال و هوای هیجان به خود گرفت.

گزارش ایستاده را باید با لحنی محاوره ای ارائه کنید، انگار كه با يك دوست صحبت مي كنيد. مكاني كه براي ضبط انتخاب مي كنيد بايد با موضوع مرتبط باشد.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم شهریور 1388 توسط بهمن ابراهیمی
درباره وبلاگ

اين وبلاگ از اسفند 86 کار خود را آغاز کرد. در ابتدا يک وبلاگ گروهي بود که دانشجويان مطالب کلاسي را در آن مي نوشتند اما اينک سعي من در اين است که مطالب مربوط به مفاهيم ارتباطات و گاهي هم روابط عمومي در آن بياورم. (البته فصل امتحان که مي شود ممکن است چهره وبلاگ تغيير کند و سوالات امتحاني و يا نمرات دانشجويي را در آن ببينيد)
سعی من این است که هر هفته اين وبلاگ را به روز نگه دارم.
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
emedia20@yahoo.com
Blog Skin