گريگوري بيتسون در سال ۱۹۰۴ متولد شد او پسر ويليام بيتسون بود که مبدع واژه ژنتيک بود و علم وراثت را پايه گذاري و تجربيات مندل را دوباره مطرح کرد.بيتسون يک پژوهشگر ميان رشته اي بود که هيچ محدوديتي پيرامون علايق وفعاليت هاي علمي او وجود نداشت. بيتسون پژوهش هاي قوم نگاري را در گينه نو انجام داد و ارتباطات را در ميان دلفين ها بررسي کرد و مفاهمي چون
فرا ارتباط ، تناقض گويي و بن بست دو سويه را به مطالعات ارتباطي وارد کرد.

گروه پالو آلتو متشکل از بيتسون، دان جکسون جي.هلي، واتزلاويک و جان ويکلند بود.
پژوهش گران پالو آلتو، ارتباطات را با رفتار انساني معادل مي دانستند، همان طور که در ضرب المثل معروف آنها نشان داده شده ، کسي نمي تواند ارتباط برقرار نکند.
در سال ۱۹۷۰ مکتب پالو آلتو شکل گرفت و اين گروه را مکتب ارتباطات تعاملي نيز مي نامند.
اگرچه شمار فعالیت و تاثیرهای گروه پالو آلتو اندک بود لیکن تاریخچه و شرح حال این مکتب فکر و روشی طولانی است. از نظرفعالیت ، اعضای این گروه به طور وسیعی مشهور شده بودند. زمانی که کارول وایلدر به بازنگری آثار و کتب و فعالیت های آنان پرداخت اعلام کرد که پژوهشگران این گروه بیش از ۲۰ کتاب و خلاصه مقاله چاپ کرده اند. از آن پس آثار علمی این گروه به طور قابل توجهی افزایش یافت.
وایلدر در بررسی هایش به این نتیجه رسید که فعالیت این گروه در زمینه تحقیقات ارتباطات انسانی به طور کلی فراموش شده است. اعضای این گروه امروزه توسط پژوهشگران علوم اجتماعی شناخته شده اند دیدگاه ارتباطات تعاملی آنها در اروپا راحت تر از آمریکا پذیرفته شد.
چرا پژوهشگران علوم ارتباطی ایالات متحده توجه زیادی به مکتب پالو آلتو نداشته اند؟ به دو دلیل این بی توجهی صورت گرفت: نخست اینکه سوء تفاهمی درباره اعضای این گروه احساس می شود و آن این است که آنها فقط آسیب شناسی ارتباطات مانند دوگانگی شخصیت (اسکیزوفرنی) را مطالعه می کردند. بیشتر اعضای این گروه مانند بیستون در بیمارستان اداری ویترانز در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ فعالیت می کردند و هزینه تحقیقات آنها براي مطالعه بیمارس اسکیزوفرنی تامین می شد حال آنکه علاقه و اهداف این گروه کلی تر بود . هدف اصلی آنها صورت بندی و تدوین نظریه ارتباطات تعامل نگر بود. اسکیزوفرنی تنها یکی از مشکلات ارتباطات تعاملی بود که این نظریه به تحلیل آن می پرداخت. این مشکلات برای مشاوران خانواده و پژوهش گران و دانشمندان موسسه تحقیقات روانی نیز وجود داشت.
دوم اینکه معنا و مفهوم سازی ارتباطات از دیدگاه گریگوری بیستون و همکارانش ازساختاری برخورداربود که ایجاد پژوهش های قابل اجرا و متعبر را به همراه معرفت شناسی متداول علوم ارتباطات مشکل می ساخت. تعبیرمفاهمیی چون تناقض گویی، بن بست دوسویه و فرا ارتباط در پوژهش ها، کاری بس دشوار است. چه روش شناسی پژوهشی فردگرایانه ابزار نامطلوبی برای مطاله رفتار ارتباطی هستند.
براي مطالعه بيشتر به اين آدرس مراجعه کنيد
http://www.paloaltoonline.com/weekly.story.php?story_id=4874
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم دی 1387 توسط بهمن ابراهیمی