تبليغاتX
رسانه های نوین

رسانه های نوین
 
رسانه های الکترونیک - رسانه های دیجیتالی

هر رسانه اي، هر ابزار و تكنولوژي كه وارد ميشود لاجرم فرهنگ آن هم همراه با كالايا محصول وارد مي شود و جداي از هم نيستند. تنها كاري كه ما مي توانيم انجام دهيم اين است كه آنها را بومي كنيم. فرهنگ هر تكنولوژي با خود تكنولوژي همراه است. ما مي توانيم زمينه استفاده صحيح آن را در كشور با استفاده از آموزش رسانه اي و ... به مردم بياموزيم. تكنولوژي جداي از فرهنگ نيست و مي شود راه صحيح آن را به مردم آموخت . 
     * جناب آقاي ابراهيمي با توجه به روند رو به رشد فناوري ارتباطات و اطلاعات در جهان، گسترش اين فناوري در كشورمان ايران را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
     همان طور كه مي دانيد ايران از فروردين 73 وارد شبكه اينترنت شد و در آن زمان طرحي به تصويب رسيد كه تلاشي براي ايجاد فرآيندي ساخته شده و در عين همسويي اهداف اجرايي روشن و تبيين شده اي در سطح كشور بود. اين طرح به نام طرح توسعه كاربري فناوري ارتباطات و اطلاعات ( تكفا ) نام گرفت. كه با همكاري شوراي عالي اطلاع رساني، وزارت پست سابق، سازمان مديريت آن زمان چارچوب نظري آن منطبق با برنامه هاي بين المللي بود و ده هدف را دنبال مي كرد كه بعضي از اهداف آن عبارت بودند از :
    ارتقاء و كارايي خدمات، تشويق و گسترش مشاركت الكترونيكي مردم، تقويت نشر اطلاعات، ايجاد فرصتهاي شغلي ارزش افزا، دسترسي سريع مردم بهاطلاعات، گسترش سواد ديجيتالي، گسترش زير ساخت هاي نوين، گسترش فرهنگ ملي و خط فارسي در محيط ديجيتال .
    هدف نهايي اين طرح آماده سازي بستر تكنولوژي براي حضور همه جانبه در عصر ارتباطات به منظور نيل به توسعه فرهنگي، اقتصادي و توسعه اجتماعي فرصت ها در جهت تحرك بخش خصوصي به عنوان محور كليدي، ايجاد زير ساخت ها و سطح دسترسي مناسب به اطلاعات انبوه و توليد و ساماندهي محتوا و اطلاعات الكترونيكي كشور كه تحت عنوان طرح ( تسما ) در سال 85 به تصويب رسيد. طرح اولي ظاهرا با شكست مواجه شده بود و به خاطر همين در پي اين بودند محتوايي كه وارد چرخه اينترنتي ميشود را ساماندهي كنند. به همين دليل تكفا نيمه كاره رها شد و طرحي كه از سال 85 تقريبا پي ريزي شده و هنوز كاملااجرايي نشده تسما است.
     * شما گفتيد زير ساخت ها به بلوغ كامل نرسيده چگونه مي توان زير ساخت ها را به بلوغ كامل رسانده و اين طرح را به طور كامل پياده كرد؟
    همان طور كه مي دانيد زير ساخت هاي IT شامل سه بخش اصلي سخت افزار، نرم افزار و شبكه هستند. در بخش سخت افزار ما با مشكل عمده اي مواجه هستيم، از جمله مشكلات ما توليد سخت افزار هايي است كه براي شبكه ها كارايي داشته باشند. مثلاما هنوز سرورهاي بزرگي كه بتوان از آن براي سايتهاي بزرگ ملي استفاده كرد را نداريم. در بخش نرمافزارها هنوز از سيستم عاملي استفاده مي كنيم كه به جرات مي توان گفت حق كپي رايت آن پرداخت نشده است. ويندوز مهمترين سيستم عاملي است كه در ايران از آن استفاده مي شود. به ندرت ويندوز اورجينال يا رجيستر شده را شما مي توانيد پيدا كنيد و اين نشان مي دهد كه ما در سطح ملي نتوانسته ايم كار مثبتي انجام دهيم. گرچه دانشگاه هاي ما به دنبال اين هستند كه بتوانند يك سيستم عاملي را طراحي كنند كه بتوان در شبكه هاي ملي آن را مورد استفاده قرار داد. هنوز طراحي آن سيستم ها تمام نشده، در مراحل اوليه هستيم و به نتيجه نرسيده است. شبكه ها هم هنوز وابسته به خارج از كشور هستند. اكثر شبكههاي ما، در خارج از كشور هستند. تعدادي كه در داخل كشور داريم بسيار محدودند و ضريب اطمينان آنها بسيار پايين است كه هر چند وقت يكبار با مشكل مواجه مي شوند .
     * جايگاه رسانه هاي الكترونيك در رشد فناوري ارتباطات و اطلاعات كجاست؟
    رسانه هاي نوين و الكترونيك خود معلول فناوري ارتباطات و اطلاعات هستند. مثلاPODCAST را بگذاريم، فضاي وبلاگ را با صوت و آهنگ پر مي كند و خود محصول ديجيتال شده صداست كه مي توان آن را در وب استفاده كرد.
    اگر بخواهيم بگوييم رسانه هاي الكترونيك چقدر از فضاي جديد استفاده مي كنند كه اين امر درست است. كليد پيشرفت در فناوري وابسته به تفكيك پذيري فناوري در زندگي است.
    عصر اطلاعات كه در آغاز هزاره سوم و پايان دهه 90 شروع شد زمينه را براي افزايش فناوري هاي جديد فراهم كرد.
    گره خوردگي ابزار ارتباطي و اطلاعاتي در اين دوره به طرز غير قابل باور ضمن توسعه دروني بر پيشرفت ديگري نيز تاثير گذار است، به گونه اي كه فناوري ارتباطي در خدمت سيستم اطلاعاتي قرار گرفت، اينترنت بزرگترين مولود گره خوردگي ابزارهاي اطلاعاتي است. اينترنت خود مهمترين شاخص توسعه است.
     * معضلات و مشكلات IT در ايران موضوع اين مصاحبه نيست و ماهم بسياري از اين مشكلات را مي دانيم اما آيا حركتي در سطح كلان براي رفع اين مشكلات انجام مي شود؟
    همان طور كه در سوال قبلي هم گفتم در سه سطح سخت افزار، نرم افزار و شبكه مي توان به آن پرداخت. اكنون كه برنامه پنجم توسعه مي خواهد اجرا شود ، به IT توجه نشده و هيچ تبصره و بندي براي آن در نظر گرفته نشده است. در برنامه توسعه پنجم هم هيچ جايگاهي براي آن در نظر گرفته نشد و تعريف نشد .و صاحب نظران به دنبال اين هستند كه اين بحث را وارد برنامه پنجم كنند.
     * آقاي ابراهيمي، از آنجايي كه رسانه الكترونيك، جداي از مباحث تكنولوژيك نيازمند مباحث فرهنگي نيز مي باشد آيا بسته فرهنگي لازم براي استفاده از رسانه هاي الكترونيك وجود دارد؟
    اصولاورود هر ابزار رسانه اي به كشور ابتدا با ترديد مصرف كننده مواجه شده است. ورود راديو تلويزيون حتي عكس با ترديد مصرف كننده مواجه بودند و مردم در ابتدا استقبال مناسبي از آنها نداشتند.
    رسانه هاي جديد از يك سو با ايجاد بستر نشر آسان و گسترده محتوا و تعامل دوسويه نافذ و فراگير هستند در مقياس جهاني ما فرصتي استثنايي براي نشر فرهنگ ايران پديد آورده، ما مي توانيم از يك سو از اين رسانه ها استفاده كنيم و فرهنگ خود را گسترش دهيم ولي از سوي ديگر فرهنگ ملي ما با سيل عظيم فرهنگ و محتواي بيگانه مواجه است. در اين زمينه كارهايي انجام شده است، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با ايجاد مركز توسعه فناوري اطلاعات و رسانه هاي ديجيتال، سعي كرده فضاي ديجيتالي را دسته بندي و ساماندهي كند .
     * شما گفتيد هر وسيله اي كه وارد كشور مي شود از همان ابتدا با ترديد مصرف كننده مواجه مي شود حتي راديو و تلويزيون. چگونه مي توان اين ترديد را از بين برد و اعتماد و اطمينان لازم را در مصرفكننده ايجاد كرد و او را متقاعد ساخت تا از محصولات به نحوي كه فرهنگ و ارزش هاي ملي و مذهبي مان زير سوال نرود، استفاده كند و به اين طريق مانع نفوذ فرهنگ غربي در فرهنگ بومي و ملي خود شويم؟
    هر رسانه اي، هر ابزار و تكنولوژي كه وارد مي شود لاجرم فرهنگ آن هم همراه با كالايا محصول وارد مي شود و جداي از هم نيستند. تنها كاري كه ما ميتوانيم انجام دهيم اين است كه آنها را بومي كنيم. فرهنگ هر تكنولوژي با خود تكنولوژي همراه است. ما مي توانيم زمينه استفاده صحيح آن را در كشور با استفاده از آموزش رسانه اي و ... به مردم بياموزيم. تكنولوژي جداي از فرهنگ نيست و مي شود راه صحيح آن را به مردم آموخت .
     * گاهي مي خواهيم شيوه و روشي را به مردم بياموزيم اما مخاطب اطمينان لازم را ندارد تا به روش پيشنهادي ما عمل كند چون ترديد دارد و اطمينان لازم حاصل نشده؛ چگونه مي توان ترديد مخاطب را از بين برد و اطمينان و اعتماد را جايگزين آن كرد؟
    كاملادرست است. مخاطب اعتمادش به سنت ها بيشتر است. در بحث رسانه ها هميشه مخاطبين ما اعتماد بيشتر را به رسانه هاي سنتي دارند. همين حالااگر در نظر بگيريد اخبار راديو، تلويزيون بيشتر مورد وثوق مردم است و مردم بيشتر قبول دارند تا رسانههاي جديد مثل سايت هاي اينترنتي. اگر خبري از تلويزيون پخش شود مردم بهتر آن را مي پذيرند تا اين كه يك خبر را در سايت ببينند. اينكه بتوانيم اعتماد مردم را به رسانه هاي جديد افزايش دهيم نياز به زمان بيشتر دارد. ما بايد طي پروسه زماني مردم را به رسانهها و اخباري كه آنها منتشر مي كنند كم كم عادت دهيم. اگر طي مدت زمان خاصي اخبار سايت ها معتبر باشند، مردم هم گرايش پيدا مي كنند و آن اخبار هم مي توانند مورد قبول و اطمينان مردم قرار گيرد و گرنه كه رسانه هاي سنتي جاي خود را در اين زمينه حفظ مي كنند.
     * با اين اوصاف چه تعريفي براي سواد رسانه اي مي توان در نظر گرفت و با وجود درصد قابل توجه جوانان در عرصه اجتماع چطور مي توان سطح سواد رسانه اي را افزايش داد؟
    همان طور كه مي دانيد واژه سواد رسانه اي اولين بار در سال 1965 توسط مارشال مك لوهان كانادايي انديشمند ارتباطات، در كتاب “براي درك رسانهها” مطرح و به كار برده شد كه البته تعريف دقيقي ارائه نكرد و چنين بيان داشت كه: “زماني كه دهكده جهاني فرا رسد بايد انسان ها به سواد رسانه اي دست يابند” .اگر بخواهيد كه تعريف دقيقي از سواد رسانهاي به شما بگويم اين است كه سواد رسانه اي مهارتي است براي درك واقعيت ها و آنچه رسانه ها به مخاطبين خود تزريق مي كنند(شناخت كدهاي رسانه ها. )
    براي افزايش سطح سواد رسانه اي مي توانيم از ارائه برنامهها براي مخاطبين خود استفاده كنيم يعني تشريح برنامه ها براي مخاطبان و تفسير و نقد برنامه ها و استفاده از تحليلگران وكارشناسان. در اين بحث مي توانيم بگوييم كه سواد رسانه اي نوعي مهارت براي بهبود زندگي در استفاده از رسانه است.
    بومي سازي محتواي رسانه براي فهم بهتر خروجي رسانهها مي تواند به ما كمك كند كه جوان ها بهتر و بيشتر رسانه هاي جديد را درك كنند و سواد رسانهاي آنها را از اين طريق افزايش دهيم. چرا كه افراد با سواد رسانه اي در برابر اطلاعات رسانه اي كمتر آسيب پذيرند .
     * آينده رسانه هاي الكترونيك را در جهان و ايران چگونه ارزيابي مي كنيد؟
    ما در دهه 80 با موضوعي به نام جامعه اطلاعاتي مواجه شديم و اين جامعه اطلاعاتي موردتوجه انديشمندان، سياستمداران و جامعه شناسان قرار گرفت. جامعه اطلاعاتي را از جهات گوناگون بررسي كرده اند وجهه فناوري، اقتصادي، فرهنگي كه فرصت براي بحث پيرامون اين مباحث وجود ندارد وليكن اگر بخواهيم آينده را از اين بعد پيش بيني كنيم ؛ مي توانيم بگوييم كه حدود بيست سال آينده روزنامه هاي الكترونيك كاملاجايگزين روزنامههاي چاپي خواهد شد، خبرهاي تازه، اطلاعات عمومي ،آگهي ها وارد رسانه هاي آن لاين ميشوند و بخش هاي زنده در اين رسانه ها به قدري فراگير مي شوند كه ديگر جايي براي روزنامه هاي چاپي نخواهد ماند، ممكن است اين نگراني پيش آيد كه، افرادي كه در رسانه هاي چاپي اشتغال دارند چه سرنوشتي خواهد داشت. بهترين گزارشگران خبري، سردبيران، طراحان خبري به سوي نشر الكترونيك پيش مي روند و هر سر دبير مي تواند خبرهاي سرويس جهاني را مانيتور كند و اخبار را به طور زنده و آن لاين رصد كند .
     * نقش دانشگاه ها و مراكز آموزشي در ترويج رسانه هاي الكترونيك چيست؟
    در كنار رسانه ها، مراكز آموزشي نقش مهمي در اين زمينه دارند. از طريق آموزش هاي تخصصي و ارتقاي دانش حرفه اي، توسعه فضا وامكانات سخت افزاري و نرم افزاري، جذب دانشجويان مستعد، برگزاري نشست ها وسمينارهاي تخصصي، كارگروه هاي تخصصي مي تواند در ترويج رسانههاي الكترونيك كمك كند. تجربه اي كه من در دانشگاه ها داشتم نشان داده كه دانشجوها بسيار به اين حوزه علاقمند هستند و ما اگر بتوانيم امكانات مناسبي در اختيارشان قرار دهيم مي توانند رشد كنند. اگر شما سايت ها و وبلاگ هاي مختلف را بررسي كنيد ملاحظه خواهيد كرد كه اكثر اين وبلاگ ها را دانشجويان راه اندازي و اداره ميكنند. من كمتر وبلاگي را ديده ام كه غير دانشجويي باشد. اكثر وبلاگ نويسان دانشجوياني هستند كه در زمينه علمي، فرهنگي، اقتصادي و ... اطلاعات خود را به صورت فردي و گروهي از اين طريق نشر مي دهند كه استفاده درست و خوبي از رسانه الكترونيك شده است.
     * پس شما تجربيات فعلي در اين عرصه را مثبت مي دانيد؟
    بله. كاملا! جوانان ما بسيار علاقه مندند. كشور ما در حال حاضر جزء ده كشوري است كه در زمينه وبلاگ فعال است يعني وبلاگ هايي كه در كشور توليد مي شوند يك سير صعودي دارند و ما جزء چند كشور اول در اين زمينه هستيم.
     * نزديك ايام انتخابات رياست جمهوري هستيم، آيا رسانه هاي الكترونيك مي توانند نقش موثر خود را در فضاي سياسي ايفا كنند؟
    در زمان هاي حساس رسانه هاي الكترونيك رشد سريعتري مي توانند داشته باشند. در انتخابات رياست جمهوري دوره گذشته هم اين رسانه ها بسيار مورد توجه كانديداها بودند و تبليغات اينترنتي و نظرسنجيهاي اينترنتي بسيار موثر بودند. در اين دوره هم به نظر من اين اتفاق افتاده و خواهد افتاد و احتمالاشاهد مناظره هاي آن لاين هم خواهيم بود. تبليغات اينترنتي دوباره اتفاق خواهد افتاد. توجه بيشتر كانديداها به اين بخش معطوف است و از اين رسانه استفاده مي كنند.
    چون مي دانند مخاطب رسانههاي جديدي مثل اينترنت، جوانان هستند و از اين طريق مي توانند آنها را تحت تاثير قرار دهند و آراي مورد نياز را به سمت خود بكشانند.
     * باتشكر از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد.
    من هم متشكرم



نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم خرداد 1388 توسط بهمن ابراهیمی
درباره وبلاگ

اين وبلاگ از اسفند 86 کار خود را آغاز کرد. در ابتدا يک وبلاگ گروهي بود که دانشجويان مطالب کلاسي را در آن مي نوشتند اما اينک سعي من در اين است که مطالب مربوط به مفاهيم ارتباطات و گاهي هم روابط عمومي در آن بياورم. (البته فصل امتحان که مي شود ممکن است چهره وبلاگ تغيير کند و سوالات امتحاني و يا نمرات دانشجويي را در آن ببينيد)
سعی من این است که هر هفته اين وبلاگ را به روز نگه دارم.
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
emedia20@yahoo.com
Blog Skin