۱- نظریه باید یافته های تجربی موجود را به طور منطقی تبیین نماید و پیش بینی های صحیح و دقیقی درباره تعمیم های جدید ارائه دهد.
۲- لازم است که نظریه به استنتاج روابط علی میان پدیده هایی بپردازد که مورد نظر و بررسی اند.
۳- نظریه باید در امور پیچیده و واقعی به کار رود، همان طور که در زمينه هاي پژوهشي که به يقين کنترل و تا حدود زيادي ساده تر شده اند.
۴- نظريه بايد قابل تعميم به فرا سوي مرزهاي مطالعات ويژه باشد که بر پايه آن نظريه ساخته شده و مورد آزمون قرار گرفته است.
يک نظريه داراي سه بخش اصلي است:
۱- مجموعه احکام يا اصول مسلم که در ارتباط با رفتار سازه هاي نظري يا مفاهيم است و در نهايت به پديده هاي جهان واقعي مربوط مي شود.
۲- مفروضات يا شرايط آزمون بايستي مشاهده پذير باشند. اگر نتوان نظريه را به پديده هاي مربوط ربط داد، نمي توان اظهار کرد که نظريه ها خوب يا بد عمل مي کنند.
۳- احکام مسلم در يک نظريه دلالت بر اين دارند که اگر شرايط و فرضيه ها واقعي باشند ، بنابر اين پيش آمدهاي معين رخ خواهند داد.
بحث بعدي فلسفه ارتباطات خواهد بود

